کلینیک مثلثی؟!.
عیسی سحرخیر
نیمهشب دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵
عیسی سحرخیر
نیمهشب دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵
اصل بر برائت است در قانون اساسی،
و اصل بر تفکیک در زندانها،
اما قانون و مقررات کجا
و اجرای آنها در < رژیم> اسلامی کجا؟!!
در این بیقانونی و فضای هرج و مرج قضایی،
زندگی در زندان گاه میشود
زیستن در کنار قاتلان بالفطره، سارقان مسلح
و مجرمان اصلاح ناپذیری که گاه قتل جدیدی انجام می دهند،
تا پروسه ی قضایی جدیدی شروع شود و
زمان اعدام قتل یا قتلهای قبلی چند سالی عقب بیفتد!
بسیاری از این مجرمان را میتوان در بند «نرمتنان» زندان رجایی شهر کرج
موسوم به دارالقران مشاهده کرد که نه تنها زندگی میکنند،
بلکه گاه به جای مدرس مینشینند
و اگر آب را گل آلود ببینند ماهی مراد صید میکنند
یا چون هم پالکیهای خود، چون به خلوت میروند آن کار دیگر می کنند!
- آن قاری معروف که یک پایش در بیت بود
و یک جایش در آن جا که هنوز یادتان هست!
در زندان که باشی،
آن هم در جایی که معرف حضور همه هست،
و اهل بیت علما هم حامی،
هر فعلی را میتوان علنی انجام داد؛
- لواط عادیترین کار در بند مردان و همجنسبازی در بند زنان،
و مصرف مواد مخدر و داروهای روانگردان قاچاقی،
امری عادی و روزمره!
وجود «کلینیکهای مثلثی» در زندانها هم
مهر تاییدی است بر این امر!
آن جا که در زمان ورود به زندان پوسترهای نصب شده
این کلینیک تخصصی پیشگیرانه بر در و دیوار،
این پرسش را در ذهن تازه واردها مطرح میکند که
«اینجا دیگر چه جایی است،
آن هم با این همه علائم و نشانه های خاص؟!»
هرچند که حدس زدن کار زیادی مشکلی هم نمیتواند باشد؛
با چند سوالی که مطرح میکنی و پاسخی که میشنوی
و ماجراهایی که شب پیش،
به محض ورود به قرنطینه زندان مشاهده کردهای!
- اعمال فشار برای «تخلیهی زورکی» موادی که خورده یا استعمال شده،
تا در زمان و مکانی مناسبتر دفع گردد!
و در کنار آن موارد عام، مسالهای خاص که عمق فاجعه را بیشتر میسازد!
پائیدن مردی که نیمهشب از تختی خاص بالا میرود،
تا با جوانی تازه از راه رسیده و به خیل مجرمان پیوسته
به عنف درآمیزد!
اما، در زمان ورود به زندان،
وقتی با شگفتی آن همه پوستر به اصطلاح غیرمجاز را بر در و دیوار میبینی
این سوال در ذهنت نقش میبندد که کلینیک مثلثی چیست و شان نزول آن کدام؟
کافی ست چند عکس و گراف را مشاهده کنی تا نبض ماجرا دستت بیاید!
جایی که تبلیغ ارائهی کاندوم رایگان میکنند،
- آن هم برای استفاده دو هم جنس-
یعنی: در این مکان انجام لواط آزاد است، اما با شرایط خاص!
«شرط ما در زندان این ست که لواط بدهید و لواط بکنید،
منتهی مراقب باشید که هپاتیت نگیرید و به ویروس اچ آی وی آلوده نشوید!
مواد بکشید، به یک شرط،
در زمان تزریق از سرنگ و سرسوزن آلوده و دست چندم
استفاده نکنید!
یا ترک کن! اما متادون را جایگزین مواد مخدر خودت قرار بده!»
پس کلینیک مثلثی در زندان چیزی نیست جز رسمیت بخشیدن به انجام تمام این جرائم به طور رسمی!
بهانه هم روشن است، پیشگیری از عوارض آن.
پس زندان نمونهی کوچکی است از جامعه ی ایران،
و جایی که هنوز مسئولان رسمی میتوانند اعتراف کنند:
«در < رژیم > اسلامی همهی این چیزها آزاد است
و بسیاری از آنها هم رایچ!
اما احتیاط کنید و پیشگیری که به چنین امراض رسمیت نبخشید!
.iran-emrooz
< عیسی سحرخیز > از چهرههای روزنامهنگاری انتقادی ایران<اسلامی> و از بنیانگذاران انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران است.
و اصل بر تفکیک در زندانها،
اما قانون و مقررات کجا
و اجرای آنها در < رژیم> اسلامی کجا؟!!
در این بیقانونی و فضای هرج و مرج قضایی،
زندگی در زندان گاه میشود
زیستن در کنار قاتلان بالفطره، سارقان مسلح
و مجرمان اصلاح ناپذیری که گاه قتل جدیدی انجام می دهند،
تا پروسه ی قضایی جدیدی شروع شود و
زمان اعدام قتل یا قتلهای قبلی چند سالی عقب بیفتد!
بسیاری از این مجرمان را میتوان در بند «نرمتنان» زندان رجایی شهر کرج
موسوم به دارالقران مشاهده کرد که نه تنها زندگی میکنند،
بلکه گاه به جای مدرس مینشینند
و اگر آب را گل آلود ببینند ماهی مراد صید میکنند
یا چون هم پالکیهای خود، چون به خلوت میروند آن کار دیگر می کنند!
- آن قاری معروف که یک پایش در بیت بود
و یک جایش در آن جا که هنوز یادتان هست!
در زندان که باشی،
آن هم در جایی که معرف حضور همه هست،
و اهل بیت علما هم حامی،
هر فعلی را میتوان علنی انجام داد؛
- لواط عادیترین کار در بند مردان و همجنسبازی در بند زنان،
و مصرف مواد مخدر و داروهای روانگردان قاچاقی،
امری عادی و روزمره!
وجود «کلینیکهای مثلثی» در زندانها هم
مهر تاییدی است بر این امر!
آن جا که در زمان ورود به زندان پوسترهای نصب شده
این کلینیک تخصصی پیشگیرانه بر در و دیوار،
این پرسش را در ذهن تازه واردها مطرح میکند که
«اینجا دیگر چه جایی است،
آن هم با این همه علائم و نشانه های خاص؟!»
هرچند که حدس زدن کار زیادی مشکلی هم نمیتواند باشد؛
با چند سوالی که مطرح میکنی و پاسخی که میشنوی
و ماجراهایی که شب پیش،
به محض ورود به قرنطینه زندان مشاهده کردهای!
- اعمال فشار برای «تخلیهی زورکی» موادی که خورده یا استعمال شده،
تا در زمان و مکانی مناسبتر دفع گردد!
و در کنار آن موارد عام، مسالهای خاص که عمق فاجعه را بیشتر میسازد!
پائیدن مردی که نیمهشب از تختی خاص بالا میرود،
تا با جوانی تازه از راه رسیده و به خیل مجرمان پیوسته
به عنف درآمیزد!
اما، در زمان ورود به زندان،
وقتی با شگفتی آن همه پوستر به اصطلاح غیرمجاز را بر در و دیوار میبینی
این سوال در ذهنت نقش میبندد که کلینیک مثلثی چیست و شان نزول آن کدام؟
کافی ست چند عکس و گراف را مشاهده کنی تا نبض ماجرا دستت بیاید!
جایی که تبلیغ ارائهی کاندوم رایگان میکنند،
- آن هم برای استفاده دو هم جنس-
یعنی: در این مکان انجام لواط آزاد است، اما با شرایط خاص!
«شرط ما در زندان این ست که لواط بدهید و لواط بکنید،
منتهی مراقب باشید که هپاتیت نگیرید و به ویروس اچ آی وی آلوده نشوید!
مواد بکشید، به یک شرط،
در زمان تزریق از سرنگ و سرسوزن آلوده و دست چندم
استفاده نکنید!
یا ترک کن! اما متادون را جایگزین مواد مخدر خودت قرار بده!»
پس کلینیک مثلثی در زندان چیزی نیست جز رسمیت بخشیدن به انجام تمام این جرائم به طور رسمی!
بهانه هم روشن است، پیشگیری از عوارض آن.
پس زندان نمونهی کوچکی است از جامعه ی ایران،
و جایی که هنوز مسئولان رسمی میتوانند اعتراف کنند:
«در < رژیم > اسلامی همهی این چیزها آزاد است
و بسیاری از آنها هم رایچ!
اما احتیاط کنید و پیشگیری که به چنین امراض رسمیت نبخشید!
.iran-emrooz
< عیسی سحرخیز > از چهرههای روزنامهنگاری انتقادی ایران<اسلامی> و از بنیانگذاران انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران است.
در دورهٔ ریاست جمهوری!! محمد خاتمی، و دورهای که آزادی نسبی مطبوعات در ایران<اسلامی> برقرار بود، مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد بود.
پس از توقیف و تعطیلی روزنامهها سحرخیز از وزارت ارشاد بیرون رفت و با انتشار ماهنامهٔ آفتاب کار مطبوعاتی خود را از سر گرفت. چندی بعد ماهنامهٔ آفتاب نیز توقیف و سحرخیز به عنوان مدیر مسئول آن دادگاهی شد.
پس از توقیف و تعطیلی روزنامهها سحرخیز از وزارت ارشاد بیرون رفت و با انتشار ماهنامهٔ آفتاب کار مطبوعاتی خود را از سر گرفت. چندی بعد ماهنامهٔ آفتاب نیز توقیف و سحرخیز به عنوان مدیر مسئول آن دادگاهی شد.
