296 - سهشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۴
در بلاد اسلامي ايران معمولا همه مشكلات زير سر مردم است !.
ملا ها بعد ازاينكه به قول خودشان حكم(آري) يعني (اسلامي) را ازمردم هيجان زده و خام و خوش خيال گرفتند اول كارشان آزار و اذيت و بگير و به بند (اعدام هاي عجولانه و كشتارهاي بي امان مردم )و باز به قول خودشان (پاك سازي!!) همه افرادي بود كه در مشاغل و مناصب خود تخصص و تجربه داشتند و براساس ضوابط همآهنگ آن روزگار كار ميكردند.
هنگامي كه اسلامي هاي دو آتشه ! پست ها را اشغال كردند (منباب مثال) سبزي فروش آمد و شد مدير فلان قسمت و ميداني بار فروش شد مديركل فلان تشكيلات و حضرات منبري و مسجدي هم كه معمولا كارها و برنامه هاي زندگي شان براساس استخاره و صلاح ديد پيش نماز هاي مساجد بود تكيه بر مسند كساني زدند كه حداقل در انتصاب آنان رعايت تحصيل و تخصص شده بود.
آشفتگي و بهم ريزي و هركي هركي شد (نماد) امور و ادارات و مراكز خدماتي و وزارتي و بهداري و .......دربست افتاد دست كساني كه اصلا نه سواد كار داشتند و نه ميدانستند كه (گربه كجا تخم) ميكند!.
و در اينجا بود كه بحكم آشفتگي امور جاي فرصت طلب ها و نسق گير هاي محلات معروف ! و يكه بزن هاي كوچه و پس كوچه ها بود كه ابتداء بعنوان دست نشانده هاي مديران و مسئولان جديد(!) و سپس با نام مهندس و دكتر و حجت و آيت - افتادند بجان مردم و غارت سرمايه ها و اوضاعي درست كردند كه برهيچ ايراني نادم و پشيمان و فريب خورده و يا فرصت طلب و خود فروش و گردن كلفت پوشيده نيست .
روحانیت ما عوام است و در جهل مرکب است ؟!
دکتر عبدالکریم سروش: فکر نکنید هرکسی معمم است و روحانی است جزء خواص است نه اینطور نیست. اینها جزو عوام هستند منتها عوامی که گاهی امر بر خودشان مشتبه می شود و گمان می کند عوام نیستند !.
____________________________
اين آقاي سروش . يكي از نظريه پردازان و از همكاران قديمي و سابقه دار همين (عوامي) بوده اند كه بخلاف ديروزكه (فرستاده خدا) و نماينده (امام زمان) معرفي ميشدند حالا شده اند عوام و تازه اشاره ميكند كه هر معمي روحاني نيست و جزو (خواص) نمي باشد!.
در بلاد اسلامي ايران معمولا همه مشكلات زير سر مردم است !.
ملا ها بعد ازاينكه به قول خودشان حكم(آري) يعني (اسلامي) را ازمردم هيجان زده و خام و خوش خيال گرفتند اول كارشان آزار و اذيت و بگير و به بند (اعدام هاي عجولانه و كشتارهاي بي امان مردم )و باز به قول خودشان (پاك سازي!!) همه افرادي بود كه در مشاغل و مناصب خود تخصص و تجربه داشتند و براساس ضوابط همآهنگ آن روزگار كار ميكردند.
هنگامي كه اسلامي هاي دو آتشه ! پست ها را اشغال كردند (منباب مثال) سبزي فروش آمد و شد مدير فلان قسمت و ميداني بار فروش شد مديركل فلان تشكيلات و حضرات منبري و مسجدي هم كه معمولا كارها و برنامه هاي زندگي شان براساس استخاره و صلاح ديد پيش نماز هاي مساجد بود تكيه بر مسند كساني زدند كه حداقل در انتصاب آنان رعايت تحصيل و تخصص شده بود.
آشفتگي و بهم ريزي و هركي هركي شد (نماد) امور و ادارات و مراكز خدماتي و وزارتي و بهداري و .......دربست افتاد دست كساني كه اصلا نه سواد كار داشتند و نه ميدانستند كه (گربه كجا تخم) ميكند!.
و در اينجا بود كه بحكم آشفتگي امور جاي فرصت طلب ها و نسق گير هاي محلات معروف ! و يكه بزن هاي كوچه و پس كوچه ها بود كه ابتداء بعنوان دست نشانده هاي مديران و مسئولان جديد(!) و سپس با نام مهندس و دكتر و حجت و آيت - افتادند بجان مردم و غارت سرمايه ها و اوضاعي درست كردند كه برهيچ ايراني نادم و پشيمان و فريب خورده و يا فرصت طلب و خود فروش و گردن كلفت پوشيده نيست .
روحانیت ما عوام است و در جهل مرکب است ؟!
دکتر عبدالکریم سروش: فکر نکنید هرکسی معمم است و روحانی است جزء خواص است نه اینطور نیست. اینها جزو عوام هستند منتها عوامی که گاهی امر بر خودشان مشتبه می شود و گمان می کند عوام نیستند !.
____________________________
اين آقاي سروش . يكي از نظريه پردازان و از همكاران قديمي و سابقه دار همين (عوامي) بوده اند كه بخلاف ديروزكه (فرستاده خدا) و نماينده (امام زمان) معرفي ميشدند حالا شده اند عوام و تازه اشاره ميكند كه هر معمي روحاني نيست و جزو (خواص) نمي باشد!.
بابا دست خوش!- بفرمائيد شما خيال و يا فكرمي كرديد كه در ميان حضرات حاكم از روز اول كار، روحاني و (خواص) داشتيم؟؟ نه آقا! تا بخواهي روحاني نما داشتيم كه شما و امثال شما آنها را يا درماه مي ديديد و يا درعرش خدا! كه به عوام پروري مشغول بودند.