258-
چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۳
فرق بين ( استعمار) با (استحمار)
ميدانيد كه . استحمار در لغت يعني حمار (خر كردن) و در عمل و معنا و مفهوم عبارت است از تحميق كردن و فريب دادن و در واقع گول زدن گروه - طبقه و يا مجموعه اي از آحاد افراد يك جامعه توسط يك دسته يا گروه ديگر بمنظور آنكه گروه و يا طبقه و يا مجموعه جامعه به صورت "مركب" رام و مطيع براي "سواري دادن" در آيد و گروه "استحمار كننده" كه از جهات و جنبه هاي مختلف كوشيده تا بر روان و انديشه و تصميم و اراده " استحمار شونده " مسلط شود مي كوشد تا قبل از هر چيز استحمار شونده را قانع كند كه " سواري دادن" او به استحمار كننده " يك امر واجب !!" و يك ( تكليف!!)مقدس است و اطاعت مطلق و اجراي صميمانه و عاري از هر اعتراض و نا خشنودي ولو پنهاني - داراي اجر و ثواب و نتيجه و ثمره (معنوي)فراوان و نه فقط دراين دنيا بلكه در آخرت است !!.
به عبارت ديگر استحمار شونده هر گونه پرداخت مادي و پيش كش كردن بي دريغ حاصل دست رنج خود را به استحمار كننده و تحمل هرگونه زجر و مشقت و محروميت و اسارت و شور بختي در زندگي را با كمال ميل و با اعتقاد مطلق مي پذيرد تا طي آن (واجبات!) و (تكاليف!) بر ذمه خود را هرچه كامل تر انجام دهد و در نتيجه در حيات جاودان آخرتي به ( اجر عظيم!) نائل شود !!.
تفاوت عمده در استعمار و استحمار آن است كه استعمار غالبا توسط بيگا نگان بر يك ملت تحميل ميشود و دوران معيني دارد و سرانجام (آنتي تز) آن در درون جامعه استعمار زده ساخته ميشود و به حاكميت جابرانه اش خاتمه ميدهد و بهر حال در همان دوران موجوديت خود آثاري ولو اندك و ناچيز بجاي ميگذارد - اما استحمار بر عكس از همان آغاز با هر گونه سازندگي و هوشياري وبيداري جامعه استحمار شده بشدت مبارزه ميكند و افراد را حتي المقدور در يك اسارت (مقدس!) و بي خبري (جبري) نگاه ميدارد تا هرگز هوشياري عده اي از مردم آن جامعه موجب انهدام پايه هاي سيادتش نگردد.
علاوه بر آن - استحمار كننده تا آنجا به سازندگي رضايت ميدهد كه مستقيما در جهت اميال او باشد و در غير آن هر نهاد و ساختمان غير مفيد براي خود ش را منهدم ميكند آنهم نه بدست خود بلكه بدست مردماني كه آنها فريفته و مسحور ساخته و زير(فشار)
بهانه هاي به ظاهر مقدس نگاه شان داشته است !!.و دست آخر اينكه
پايه و انگيزه استعمار و استحمار هر دو به شدت ( مادي) هستند و هر دو (حركت) براي (غارت) توده هاي مردم و (عقب نگاه داشتن) جامعه از نظر ( تفكر و تعقل) انجام ميگيرد
" اسرار و عوامل سقوط ايران"
دفتر اول
___________________
اكنون با نگاهي منصفانه و در عين حال بسيار(دردمندانه) به كارنامه حاكمان امروز ميهن- حقيقت موضوع بهتر از هر وقت ديگر آشكار شده است.
257 - جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۳
اين هم از آقای تيمسار؟
ژنرالی که شليک به مردم را تفريح می داند !!.
ستاد فرماندهی تفنگداران دريايی آمريکا، که بخشی از نيروی دريايی اين کشور است، يکی از ژنرال های خود را که گفته بود تيراندازی به مردم در عراق "موجب تفريح" است به طور علنی توبيخ کرده است!.
اين (ژنرال!! گفته بود)كه:
واقعش اين است که جنگيدن کلی اسباب تفريح است!. می دانيد مثل يک هلهله درست و حسابی است. من از دعوا راه انداختن خوشم می آيد. اين خودش تفريحی است که آدم به بعضی از مردم شليک کند!!.
ژنرال ماتيس قبول کرده است که بايد عباراتش را با دقت بيشتری انتخاب می کرد !.
او يک جنگجوی کهنه کار است و چنين پيداست که ذوق اش در همين جهت پرورده شده است!.
______________________
اين هم از آقای تيمسار !.
بنظر ميرسد كه بي ترديد ازاين قماش آدما (كه صد البته) در همه مشاغل و با انواع شكل و شمايل، با نام رئيس و رهبر و ژنرال و سردار و مارشال! و نماينده خدا و ....و....- به جان ملت ها و (امت!!) ها افتاده و مي افتند - در آشفته بازار (سياست!) كم نيستند..
نکته*
علل صعود و سقوط ما در طول تاريخ حتما راه گشاي ماست
فراگيری و کاربندی تاريخ گذشته خود را چه هنگام بايد در دستور كارمان قرار داده و آويزه ی گوش خود نمائيم؟؟.
چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۳
فرق بين ( استعمار) با (استحمار)
ميدانيد كه . استحمار در لغت يعني حمار (خر كردن) و در عمل و معنا و مفهوم عبارت است از تحميق كردن و فريب دادن و در واقع گول زدن گروه - طبقه و يا مجموعه اي از آحاد افراد يك جامعه توسط يك دسته يا گروه ديگر بمنظور آنكه گروه و يا طبقه و يا مجموعه جامعه به صورت "مركب" رام و مطيع براي "سواري دادن" در آيد و گروه "استحمار كننده" كه از جهات و جنبه هاي مختلف كوشيده تا بر روان و انديشه و تصميم و اراده " استحمار شونده " مسلط شود مي كوشد تا قبل از هر چيز استحمار شونده را قانع كند كه " سواري دادن" او به استحمار كننده " يك امر واجب !!" و يك ( تكليف!!)مقدس است و اطاعت مطلق و اجراي صميمانه و عاري از هر اعتراض و نا خشنودي ولو پنهاني - داراي اجر و ثواب و نتيجه و ثمره (معنوي)فراوان و نه فقط دراين دنيا بلكه در آخرت است !!.
به عبارت ديگر استحمار شونده هر گونه پرداخت مادي و پيش كش كردن بي دريغ حاصل دست رنج خود را به استحمار كننده و تحمل هرگونه زجر و مشقت و محروميت و اسارت و شور بختي در زندگي را با كمال ميل و با اعتقاد مطلق مي پذيرد تا طي آن (واجبات!) و (تكاليف!) بر ذمه خود را هرچه كامل تر انجام دهد و در نتيجه در حيات جاودان آخرتي به ( اجر عظيم!) نائل شود !!.
تفاوت عمده در استعمار و استحمار آن است كه استعمار غالبا توسط بيگا نگان بر يك ملت تحميل ميشود و دوران معيني دارد و سرانجام (آنتي تز) آن در درون جامعه استعمار زده ساخته ميشود و به حاكميت جابرانه اش خاتمه ميدهد و بهر حال در همان دوران موجوديت خود آثاري ولو اندك و ناچيز بجاي ميگذارد - اما استحمار بر عكس از همان آغاز با هر گونه سازندگي و هوشياري وبيداري جامعه استحمار شده بشدت مبارزه ميكند و افراد را حتي المقدور در يك اسارت (مقدس!) و بي خبري (جبري) نگاه ميدارد تا هرگز هوشياري عده اي از مردم آن جامعه موجب انهدام پايه هاي سيادتش نگردد.
علاوه بر آن - استحمار كننده تا آنجا به سازندگي رضايت ميدهد كه مستقيما در جهت اميال او باشد و در غير آن هر نهاد و ساختمان غير مفيد براي خود ش را منهدم ميكند آنهم نه بدست خود بلكه بدست مردماني كه آنها فريفته و مسحور ساخته و زير(فشار)
بهانه هاي به ظاهر مقدس نگاه شان داشته است !!.و دست آخر اينكه
پايه و انگيزه استعمار و استحمار هر دو به شدت ( مادي) هستند و هر دو (حركت) براي (غارت) توده هاي مردم و (عقب نگاه داشتن) جامعه از نظر ( تفكر و تعقل) انجام ميگيرد
" اسرار و عوامل سقوط ايران"
دفتر اول
___________________
اكنون با نگاهي منصفانه و در عين حال بسيار(دردمندانه) به كارنامه حاكمان امروز ميهن- حقيقت موضوع بهتر از هر وقت ديگر آشكار شده است.
257 - جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۳
اين هم از آقای تيمسار؟
ژنرالی که شليک به مردم را تفريح می داند !!.
ستاد فرماندهی تفنگداران دريايی آمريکا، که بخشی از نيروی دريايی اين کشور است، يکی از ژنرال های خود را که گفته بود تيراندازی به مردم در عراق "موجب تفريح" است به طور علنی توبيخ کرده است!.
اين (ژنرال!! گفته بود)كه:
واقعش اين است که جنگيدن کلی اسباب تفريح است!. می دانيد مثل يک هلهله درست و حسابی است. من از دعوا راه انداختن خوشم می آيد. اين خودش تفريحی است که آدم به بعضی از مردم شليک کند!!.
ژنرال ماتيس قبول کرده است که بايد عباراتش را با دقت بيشتری انتخاب می کرد !.
او يک جنگجوی کهنه کار است و چنين پيداست که ذوق اش در همين جهت پرورده شده است!.
______________________
اين هم از آقای تيمسار !.
بنظر ميرسد كه بي ترديد ازاين قماش آدما (كه صد البته) در همه مشاغل و با انواع شكل و شمايل، با نام رئيس و رهبر و ژنرال و سردار و مارشال! و نماينده خدا و ....و....- به جان ملت ها و (امت!!) ها افتاده و مي افتند - در آشفته بازار (سياست!) كم نيستند..
نکته*
علل صعود و سقوط ما در طول تاريخ حتما راه گشاي ماست
فراگيری و کاربندی تاريخ گذشته خود را چه هنگام بايد در دستور كارمان قرار داده و آويزه ی گوش خود نمائيم؟؟.

-0.jpg)
.jpg)