119- دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۲
او را ( آيت الله) ميخواندند !! . مي گقت: " تازه بود که حاکم شرع شده بودم و بنا داشتم تا با منافقين قاطعانه برخورد کنم. براي خيلي از همکارانم سئوال بود که چگونه مي شود اين ها را سر جايشان نشاند.
عصر از پيش امام بازگشته بودم و با همراهان و همکاران و محافظانم قرار بود شام را در منزلم بخوريم. داشتيم مي آمديم داخل کوچه منزل که از شيشه ماشين ديدم دوتا بچه پانزده، شانزده ساله گويا مخفيانه چيزي با هم رد و بدل کردند. دستور دادم بگيرند و بگردندشان ببينم ماجرا چيه. خودم از کيف پسره اين روزنامه مجاهدين را در آوردم.
يادم هست فاميلش شريعتي بود از خانواده هاي اسمي قم. همانجا پسره را با گلوله زدم و به همراهانم گفتم اينجوري بايد با اين جانوران برخورد کرد! .
" خلخالي<روانی مطلق>، درست مي گفت . امين شريعتي پانزده ساله به دست او کشته شد و در حالي که به خانواده اش گفته بودند فلان روز از زندان آزاد مي شود، جنازه نوجوان تحويل خانواده اش شد. به سالي نرسيد که مادرش دق کرد و مرد و پدرش راهي دارالمجانين شد. آيت الله گويي با لحظاتي چنين زندگي مي کرد.
_____________________
او را (آيت الله) ميخواندند !! و لابد در ميان موجودات مقلد. طرفداراني هم داشته است؟!
كارنامه اعمال او ، چيزي عميق تر از سياهي مطلق بود !
يك آدم كش بالفطره كه بخدمت آدم كشان در آمد و تا توانست از اينكه نتوانسته بود (بيشتر و بيشتر) بكشد، همواره ناراضي و ناراحت بود !!.
رفتار فوق وحشيانه او ، در واقع نشانگر چهره كساني شد كه مدعي برپائي حكومت اسلام بقول خودشان (ناب!!) بودند. يعني همان چيزي كه امروز شاهد آن هستيم.....
او را ( آيت الله) ميخواندند !! . مي گقت: " تازه بود که حاکم شرع شده بودم و بنا داشتم تا با منافقين قاطعانه برخورد کنم. براي خيلي از همکارانم سئوال بود که چگونه مي شود اين ها را سر جايشان نشاند.
عصر از پيش امام بازگشته بودم و با همراهان و همکاران و محافظانم قرار بود شام را در منزلم بخوريم. داشتيم مي آمديم داخل کوچه منزل که از شيشه ماشين ديدم دوتا بچه پانزده، شانزده ساله گويا مخفيانه چيزي با هم رد و بدل کردند. دستور دادم بگيرند و بگردندشان ببينم ماجرا چيه. خودم از کيف پسره اين روزنامه مجاهدين را در آوردم.
يادم هست فاميلش شريعتي بود از خانواده هاي اسمي قم. همانجا پسره را با گلوله زدم و به همراهانم گفتم اينجوري بايد با اين جانوران برخورد کرد! .
" خلخالي<روانی مطلق>، درست مي گفت . امين شريعتي پانزده ساله به دست او کشته شد و در حالي که به خانواده اش گفته بودند فلان روز از زندان آزاد مي شود، جنازه نوجوان تحويل خانواده اش شد. به سالي نرسيد که مادرش دق کرد و مرد و پدرش راهي دارالمجانين شد. آيت الله گويي با لحظاتي چنين زندگي مي کرد.
_____________________
او را (آيت الله) ميخواندند !! و لابد در ميان موجودات مقلد. طرفداراني هم داشته است؟!
كارنامه اعمال او ، چيزي عميق تر از سياهي مطلق بود !
يك آدم كش بالفطره كه بخدمت آدم كشان در آمد و تا توانست از اينكه نتوانسته بود (بيشتر و بيشتر) بكشد، همواره ناراضي و ناراحت بود !!.
رفتار فوق وحشيانه او ، در واقع نشانگر چهره كساني شد كه مدعي برپائي حكومت اسلام بقول خودشان (ناب!!) بودند. يعني همان چيزي كه امروز شاهد آن هستيم.....
