هفتاد و چهارمین یادداشت - خرداد ماه 1382
اگر با ملا ها ، كنار نمي آمدند ؟!
از دوران طفوليت تا روزگاري كه سريال دائي جان ناپلئون به نمايش در آمد- و از آن سالها تا امروز، هر وقت ميخواهند و ميخواستند يقه سياستمداري
را بگيرند و به وزير و وكيل و نويسنده و روزنامه نگاري، بد وبيراه بگويند ، او را منسوب و يا نوكر دولت (فخيمه انگليس) ميخواندند.
اگر چه در اين بازار انگ و اتهام ، اغلب مطاع ساختگي هم براي فروش گذاشته اند و اگر چه برخي شان از ارباب پول و قدرت ميگرفتند تا براي
رد گم كردن- باو فحش و ناسزا هم بدهند- اما به شهادت تاريخ ديديم كه بسياري شان بخلاف ادعاي خودشان، (بدلي) نبودند و الحق، از عهده انجام فرمان
هائي كه دريافت ميكردند بخوبي بر آمده اند.
دخالت ( پير) استعمار، ساليان دراز- در لباس ميش و گرگ - صدمات جبران ناپذيري بر پيكر مملكت مان وارد ساخته و به عناوين مختلف منابع خداداد
و منافع ملي مان را با (كرايه) و يا ( اجاره و خريد) مسئولين و دست اندركاران به تاراج برده است.
اگر با ملا ها ، كنار نمي آمدند ؟!
از دوران طفوليت تا روزگاري كه سريال دائي جان ناپلئون به نمايش در آمد- و از آن سالها تا امروز، هر وقت ميخواهند و ميخواستند يقه سياستمداري
را بگيرند و به وزير و وكيل و نويسنده و روزنامه نگاري، بد وبيراه بگويند ، او را منسوب و يا نوكر دولت (فخيمه انگليس) ميخواندند.
اگر چه در اين بازار انگ و اتهام ، اغلب مطاع ساختگي هم براي فروش گذاشته اند و اگر چه برخي شان از ارباب پول و قدرت ميگرفتند تا براي
رد گم كردن- باو فحش و ناسزا هم بدهند- اما به شهادت تاريخ ديديم كه بسياري شان بخلاف ادعاي خودشان، (بدلي) نبودند و الحق، از عهده انجام فرمان
هائي كه دريافت ميكردند بخوبي بر آمده اند.
دخالت ( پير) استعمار، ساليان دراز- در لباس ميش و گرگ - صدمات جبران ناپذيري بر پيكر مملكت مان وارد ساخته و به عناوين مختلف منابع خداداد
و منافع ملي مان را با (كرايه) و يا ( اجاره و خريد) مسئولين و دست اندركاران به تاراج برده است.
اما آنچه را كه از اين همه دشمني براي ما باقي
گذاشت نمايش خو و خصلت استعماري و استثماري اش بود كه دوباره در سالهاي اخير- از پرده بيرون افتاده است.
در گذشته، اينطور كه در اين سالها فهميده ايم - خود فروش ها وظيفه داشتند تا زمينه برقراري دوستان!! قديمي را براي حضور در عرصه فريب و
چپاول فراهم كنند و سربازان جان بر كف استعمار را كه وظيفه شان ( استحمار) اكثريت ساده و غافل بود، فراهم سازند. ديديم كه چنين كردند و با كمك
لاشخور هاي (هم پرواز) ، آن كردند كه وطن صاحب ثروت وسرمايه مان را به روزگار سياه فقر و نابودي كشاندند.
خباثت و مفت خوري و دشمني و عداوت اين عجوز، هنگامي به اوج ميرسد كه دراين روزهاي فرياد و اعتراض، وزير امور خارجه اش! رسما و علنا
اعلام ميكند كه مخالف هرگونه فشار بر حكومت ملا هاست !!.
اينها، هيچوقت راضي به سربلندي و اقتدار ايراني و آبادي ايران نيستند. اينها نمي خواهند و نمي گذارند تا ايراني ببركت همت و لياقت خودش. از منابع و
منافع سر زمينش، بسود خودش، استفاده كند و بهره ببرد و بآن ارزش و اعتباري برسد كه شايسته آنست. اينها ازاين همه بيداد و ازاين همه ظلم و اختناق
و سركوب و زور گوئي و دروغ، حمايت ميكنند و همچنان بلاي جان ما شده اند.
اگر ايراني حقوق خودش را مي شناخت و اگر در جمع صاحبان قدرت، انسان هاي وطن دوست و سالم و با جرات پيدا ميشدند و با سياست مزورانه اين
پير زمين گير- به مخالفت و مبارزه بر ميخواستند و اگر مردم ازاين مبارزين حمايت ميكردند و با الهام از تجربه تلخ گذشته- جيره خوارانش را رسوا و
عمليات پنهانكارانه اش را افشا مينمودند و ابتكار عمل را كه با هزار نيرنگ - از جمله همين مسلماني كه براي ما (خلق) كرده اند خنثي ميكردند- ما نيز
طعم آزادي را كه حق هر انسان زنده اي است مي چشيديم.
پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۲
گذاشت نمايش خو و خصلت استعماري و استثماري اش بود كه دوباره در سالهاي اخير- از پرده بيرون افتاده است.
در گذشته، اينطور كه در اين سالها فهميده ايم - خود فروش ها وظيفه داشتند تا زمينه برقراري دوستان!! قديمي را براي حضور در عرصه فريب و
چپاول فراهم كنند و سربازان جان بر كف استعمار را كه وظيفه شان ( استحمار) اكثريت ساده و غافل بود، فراهم سازند. ديديم كه چنين كردند و با كمك
لاشخور هاي (هم پرواز) ، آن كردند كه وطن صاحب ثروت وسرمايه مان را به روزگار سياه فقر و نابودي كشاندند.
خباثت و مفت خوري و دشمني و عداوت اين عجوز، هنگامي به اوج ميرسد كه دراين روزهاي فرياد و اعتراض، وزير امور خارجه اش! رسما و علنا
اعلام ميكند كه مخالف هرگونه فشار بر حكومت ملا هاست !!.
اينها، هيچوقت راضي به سربلندي و اقتدار ايراني و آبادي ايران نيستند. اينها نمي خواهند و نمي گذارند تا ايراني ببركت همت و لياقت خودش. از منابع و
منافع سر زمينش، بسود خودش، استفاده كند و بهره ببرد و بآن ارزش و اعتباري برسد كه شايسته آنست. اينها ازاين همه بيداد و ازاين همه ظلم و اختناق
و سركوب و زور گوئي و دروغ، حمايت ميكنند و همچنان بلاي جان ما شده اند.
اگر ايراني حقوق خودش را مي شناخت و اگر در جمع صاحبان قدرت، انسان هاي وطن دوست و سالم و با جرات پيدا ميشدند و با سياست مزورانه اين
پير زمين گير- به مخالفت و مبارزه بر ميخواستند و اگر مردم ازاين مبارزين حمايت ميكردند و با الهام از تجربه تلخ گذشته- جيره خوارانش را رسوا و
عمليات پنهانكارانه اش را افشا مينمودند و ابتكار عمل را كه با هزار نيرنگ - از جمله همين مسلماني كه براي ما (خلق) كرده اند خنثي ميكردند- ما نيز
طعم آزادي را كه حق هر انسان زنده اي است مي چشيديم.
پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۲
فریاد اعتراض مردم - دخالت بیگانه نیست
اين كه صداي هر مظلوم دربندي كه زير آتش سركوب ميسوزد- به تحريك (بيگانه) توصيف و تعريف شود، كار مردان نيست، اوضاع و احوال جامعه ، و آنچه كه
دست اندركاران اعمال ميكنند- ميتواند تصوير روشن و واضحي از بهم ريزي و ايجاد خشونتي باشد كه خودشان بوجود ميآورند و به گردن خارجي وبيگانه مياندازند!.
ما در هيچ كجاي دنيا (حتي در افغانستان امروز) نظير چنين حكومتي را كه (صد پاره) و هر پاره اش. دستگا هي را كوك كرده و مينوازد- نداريم. ما در هيچ كجاي دنيا
نشنيديم كه مردم ! نمايندگان برگزيده ! خودشان را (نوكر بيگانه) بنامند و رئيس دولتش!، عملا، نظاره گر اوضاعي باشد كه همچنان همه توان خودش را براي بوجود
آوردن دوران آتش زدن ها و غارت كردن ها - بسيج كرده است.
نا تواني ها، لجاجت هاي موروثي!. ضعف هاي بسيار شديد در امر مديريت، فرمانروائي كساني كه هنوز خودشان را در قرون گذشته مي بينند و بد تر از همه حس
تازي گرائي كه به عكس تعريف شان- دچار بيشترين خسران تاريخي شده است ، موقعيتي را بوجود آورده است كه همه نقاط ضعف خودشان را بگردن
خارجي بياندازند و همچنان به سركوب ملتي بپردازند كه ازاين همه بيداد- فريادشان بلند است .
دست اندركاران اعمال ميكنند- ميتواند تصوير روشن و واضحي از بهم ريزي و ايجاد خشونتي باشد كه خودشان بوجود ميآورند و به گردن خارجي وبيگانه مياندازند!.
ما در هيچ كجاي دنيا (حتي در افغانستان امروز) نظير چنين حكومتي را كه (صد پاره) و هر پاره اش. دستگا هي را كوك كرده و مينوازد- نداريم. ما در هيچ كجاي دنيا
نشنيديم كه مردم ! نمايندگان برگزيده ! خودشان را (نوكر بيگانه) بنامند و رئيس دولتش!، عملا، نظاره گر اوضاعي باشد كه همچنان همه توان خودش را براي بوجود
آوردن دوران آتش زدن ها و غارت كردن ها - بسيج كرده است.
نا تواني ها، لجاجت هاي موروثي!. ضعف هاي بسيار شديد در امر مديريت، فرمانروائي كساني كه هنوز خودشان را در قرون گذشته مي بينند و بد تر از همه حس
تازي گرائي كه به عكس تعريف شان- دچار بيشترين خسران تاريخي شده است ، موقعيتي را بوجود آورده است كه همه نقاط ضعف خودشان را بگردن
خارجي بياندازند و همچنان به سركوب ملتي بپردازند كه ازاين همه بيداد- فريادشان بلند است .

