در ایران امروز ، " دین " شده اسباب فریب و دزدی و ریا
________
مشکلات ساختاری در< رژیم آخوندی > ایران محصول بی‌تدبیری، بی‌برنامگی، ناکارآمدی و فساد گسترده کسانی است که زاینده این < رژیم > و زائیده آن هستند.


۱۵ آبان ۱۳۹۲

ميگويند شرط اول مسلماني، رعايت حق و عدالت هست. و امروز همين عدالت، جايش را به كساني داده است كه عملا به ريش اين ( شرط) مي خندند!

یادداشت " هفتاد وششم " خرداد  ۱۳۸۲

                                                  تعريف حكومت ( توحيدی!!)

آقايان،‌در اين چند سال كه چند قرن بر ملت رنج كشيده ايران گذشته است - هنوز و همچنان ( تخته گاز !) ميروند و انگار نه انگار كه ( نه در آن دنيا- كه در همين
جهان ( هردمبيل!) بايد حساب پس بدهند - همچنان به ( سيم آخر) زده اند.
يادداشت امروز را به انعكاس بخشي از دو نامه و پيام ، يكي متعلق به يك نماينده مجلس و ديگري عضوي از اعضاي (حزب الله!) كه بنا به گفته خودش و به شهادت
افشا گري هايش- ازاين حزب بي آبرو گذشته است، اختصاص داده ام. اهميت هر دو نامه دراين است كه از سوي دو عنصر معتقد به ( ولايت!) نوشته شده و
باز تاب آن نيز در رسانه هاي درون وبيرون ، قابل توجه بوده است !.
نامه اول به قلم ،، فرشاد ابراهيمي،، عضو سابق حزب الله، يعني (چماقداران) و قداره بند هائي است كه اين روز ها دوباره بدستور(آقا)شان، به خيابانها ريخته اند
و در مقام ( گروه شرم)، بجان جوانان دانشجو و مردان و زنان جان به لب افتاده اند .
،، ابراهيمي،، در بخشي از نامه (دردآور) خود خطاب به (سرپرست هيئت حاكمه) مي نويسد( شكم مردم را ميدرند و براي (شما) صلوات مي فرستند و دعا ميكنند)!
و بعد از (حاج آقا) سئوال ميكند و مي پرسد ( .... اگر اين جماعت مست از باده قدرت با شما هستند، بگوئيد تا فاتحه اين نظام را بخوانيم و اگر با شما نيستند!، چرا قواي
امنيتي و انتظامي كه ركورد دار كشف بر انداز ها ! و مخالفان و شورشيان! هستند، با آنها بر خورد نمي كنند؟؟).
( چرا هنگامي كه فقط چند خيابان بالا تر از محل اقامت (شما)، مدعيان فدائي و ذوب شدگان شما، اين پا دو هاي داخلي خشونت، تيغ بر ملت ايران مي كشند و جان ومال
و ناموس مردم را نشانه رفته اند، شما در سخنراني ،، شصت دقيقه اي،، خود- ششصد بار از ،، دشمن خارجي!!،، مي گوئيد؟ و خطر آنرا براي اين ملت (درد ورنج
كشيده) بر مي شماريد؟.)
،، ابراهيمي،، در قسمت ديگري از نامه خود خطاب به (والي) اسلامي!- هشدار ميدهد و ميگويد:
( بدانيد كه اگر با خبر مي باشيد و خداي ناكرده از اين اعمال خشنود بوده ايد- دير يا زود، به سرنوشت همسايه خويش و فدائيان اش، مبتلا خواهيد شد.)
آقاي ابراهيمي حتما و مانند اكثريت ايرانيان ميدانند كه (آقا) چند روز قبل، طي افاضاتي كه در ميان بخشي از مردم (ورامين!) ايراد كرد به دانشجويان و مردم ايران
هشدار داد كه اگر همچنان بخواهند در برابر آنچه كه هست- لب به اعتراض بگشايند، با شدت عمل سختي روبرو خواهند شد.
ميگويند شرط اول مسلماني، رعايت حق و عدالت هست. و امروز همين عدالت، جايش را به كساني داده است كه عملا به ريش اين ( شرط) مي خندند!!. 

اما ، مطلب دوم، مربوط به سخنراني يكي از خانم هاي نماينده مجلس (دربند) هست كه از پشت تريبون (خانه ملت!!) ابراز شده و رسانه ها ، به شرح و درج آن
پرداخته اند.
اين خانم كه قبل از احراز پست نمايندگي و گذشتن از فيلتر سفت و سخت شوراي نگهبان! دانشجوي دانشگاه بوده است، ميگويد:
( حدود ساعت دو و نيم بامداد روز شنبه بيست و چهارم خرداد جاري- خوابگاه دانشجويان دانشگاه علامه طباطبائي واقع در كوي نصر، مورد حمله بيرحمانه
و وحشيانه عده كثيري از لباس شخصي ها و خوارج! قرار گرفت و كه ياد آور حادثه تلخ و ننگين كوي دانشگاه تهران در سال 78 است.)
(در بازديد تعدادي از همكاران محترم به همراه رياست محترم دانشگاه طباطبائي، شاهد حجم تخريب ها و خشونت اعمال، شده بوديم. بيش از نود در صد
درب هاي خوابگاه با كلنگ و ميله هاي آهني و چوبي تخريب شده بود. قفسه هاي كتاب و تلفن ها و ميز و لوازم شخصي دانشجويان و در بعضي موارد
پول و اشياء قيمتي دانشجويان به يغما برده شده بود. در جاي جاي ديوارها، كف راهروها، پله ها، پشت بام ، زمين ورزش و محوطه خوابگاه، آثار خون
هاي ريخته شده مشهود بود.)
( در حين گفتگو با دانشجويان مظلوم و مضروب شاهد چشم هاي ورم كرده و خونبار، سر هاي متورم و شكسته، سرو دست هاي شكسته بوديم و از همه تلخ
تر اينكه حتي نا بينايان از حمله مغول وار اين قوم مزدور و قداره بند، در امان نماندند.) 

اين نماينده مجلس در ادامه اظهارات خود گفته است :( دانشجويان نقل ميكردند، آنان، يعني چماقداران، با شعار هاي،، يا زهرا،، و يا ،،‌حسين،، حمله ميكردند
و مرتب تكرار ميكردند به موقعيت كربلا باز گرديد! و وقتي دانشجويان را مورد ضرب و شتم قرار ميدادند ، خواستار ذكر صلوات، براي قامت (رعناي!!)
،، آقا،، ميشدند و با فحش هاي زشت غير قابل ذكر( منظور چار واداري) ، دانشجويان را مورد تحقير قرار ميدادند.)
و اكنون به خاطر ميآورم آن روز ي را كه صداي ،، سيد،، از گورستان بهشت زهرا مژده حكومت ( توحيدي) ميداد!!....
.

یادداشت " هفتاد و پنجم " - ۲۷ خرداد ۱۳۸۲

            قيافه ( الصحاف) را هنگام رجز خواني بخاطر بياوريد!


به (سايت) خبرگزاري جمهوري ! اسلامي(ايرنا) نگاه ميكردم، از قول يكي از( شيوخ!) هيئت حاكمه نوشته بود كه گفته است اين سر و صدا ها ي چند روز اخير
كار يك مشت عوامل خود فروخته بوده ! كه متاسفانه نميدانند اگر واقعا اينها بخواهند (شورش) را در بياورند- ملت كه از جان و دل مراقب حفظ كيان رژيم هست
بپا خواهد خواست و چنين و چنان خواهد كرد!!. 




افاضات اين (شيخ) كه در تمام سالهاي سركوب و اختناق، همواره در قالب (توپ و تشر) بوده است و پيوسته با عكس العمل هاي منفي توده ها روبرو بوده ، يكبار
ديگر مرا بياد ( ژنرال ! الصحاف) عراقي انداخت كه در گير و دار هجوم آمریکا به عراق، رجز خواني ميكرد و خط و نشان مي كشيد.

اما جالب ترين بخش (افاضات) حضرتش !. خيلي خواندني است!. توجه كنيد.
،، درباره گراني روز افزون مايحتاج مردم ، پس از تذكرات مقام معظم.... براي جلوگيري از گراني، بلافاصله (كمي !) اجناس گران شد كه به نظر ميرسد به
نوعي مقابله با سخنان ايشان بوده است !،،
.
باين ترتيب ميتوان اين (مقابله) را كه هر روز در همه زمينه ها ي اجتماعي به روشني مشهود است بحساب ، عكس العمل همان مردمي گذاشت كه بزعم اين
(شيخ) ، از دل و جان ، مراقب حفظ كيان <خلافت> اسلامي هستند؟!.
قيافه ( الصحاف) را هنگام رجز خواني بخاطر بياوريد!