در ایران امروز ، " دین " شده اسباب فریب و دزدی و ریا
________
مشکلات ساختاری در< رژیم آخوندی > ایران محصول بی‌تدبیری، بی‌برنامگی، ناکارآمدی و فساد گسترده کسانی است که زاینده این < رژیم > و زائیده آن هستند.


۲۲ آبان ۱۳۹۲

' زن ببرنما ' قم را به آشوب کشيد !

112- یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۲                      
در شهر قم شايع شد که زنی قرآن را پاره کرده و سپس به دليل  اهانت به کتاب آسمانی مسلمانان، نيمی از بدنش به شکل بدن ببر در آمده است!!.
تصوير ساختگی اين زن سپس در شهر منتشر شد و سپس شايع شد که اين زن به دست مأموران انتظامی دستگير شده و قرار است  در ميدان نبوت واقع در محله نيروگاه شهر قم به دليل توهين به مقدسات مجازات شود!!. 




در پی پخش اين شايعه، هزاران تن از مردم شهر برای تماشای اين زن در محل مزبور تجمع می کنند و توضيح مأموران انتظامی در مورد بی اساس بودن اين شايعه آنان را قانع به متفرق شدن نمی کند!!. <اینان از قاطبه ی همان هائی هستند که تصویر آقا را در ماه و موی ریشش را لای قرآن دیده و باور کرده بودند!!!.>.

تلاش مأموران برای متفرق ساختن مردم منجر به درگيری عده ای از آنان با مأموران می انجامد که در نتيجه بخشی از شهر دچار تشنج می شود و تعدادی از مغازه ها و بانکها هدف حمله آشوبگران قرار می گيرد!!!.
....اين درگيری ساعتها ادامه می يابد و تعدادی از آشوبگران بازداشت می شوند .

___________________________

فكر ميكنم بخاطر آورديد كه در سالهاي اوليه به اصطلاح (انقلاب)، نظير همين دار و دسته ها . عوام الناس را كوك ميكردند و عكس (آقا!!) را در ماه به یکدیگر نشان ميدادند!.......
113- آبان ماه 1382
            اختلاس 9 ميليارد توماني باعث آشوب در شهر ري شد...
هنگامي‌كه مال باختگان مجتمع مسكوني اركيده، متوجه شدند كه يك هزار و 116 واحد اين مجتمع را به 4 هزار و 234 نفر فروخته‌اند و در واقع بيش از 3 هزار نفر آنان تمام زندگي خود را فروخته‌اند تا واحدهاي خيالي در اين مجتمع خريداري كنند، خونشان به جوش آمد و 20 بنگاهي را كه واحدهاي اين مجتمع را پيش فروش مي‌كردند تخريب كردند.
 به گزارش ايلنا، شركت «چهار صفه» در ابتداي سال 78 اقدام به احداث مجتمع مسكوني اركيده<؟!> كرده است. زمين اين مجتمع كه در آن سال از بنياد شهيد! خريداري شد، پيش از اين زميني معروف به «سنگبري شاهد» بود.
_________________________

حالا در خلافت حضرات ملا، موضوع اختلاس هاي ميلياردي آنقدر عادي شده است كه تنظيم و نقل اخبار مربوط بآن نيز بصورت طعنه و جوك ، تهيه و منتشر ميشود...
114-سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۲ 
Tuesday, November 11, 2003

اغلب در ميان نوشته هاي (بلاگر) ها، يادداشت هائي ساده اما پر از محتوي مي بينيم و ميخوانيم... اين يكي- يكي از آنهاست...تا نظر شما چه باشد؟.. 

ديويد آمد كافه تريا برای ناهار. با ئی میلی  ازپسرش در دست.... نمي‌دانم چرا خيال مي‌كند کارشناس خاور ميانه ام... چند بار هم " بهش" ... گفتم که تا حالا به كشورهای عربی پا نگذاشته ام چه برسد به عراق. ولی دست بردار نيست.
ماتيو نوشته بود محل ماموريت اش كربلا است. مقبره ی گران قيمتی كه تمام گنبد هاش از طلا هست . مردم مي‌گويند طلاها را مردم ايران هديه كرده اند و هنرمندان صنعت كارايرانی آورده اند و آن بالا نصب كرده اند. از درون مقبره خيلی تعريف مي‌كنند ولی به سربازان امريكايی چون مسيحی هستند اجازه ورود نمي‌دهند. ولی يكی از پليس های عراق كه با او خيلی دوست شده قول داده يك روزی با لباس عربی او را به داخل مقبره ببرد. البته اگر ارتش موافقت كند. چون به آنها دستور داده شده كه از مسافتی مشخصی به آن جا نزديك تر نشوند. 

ماتيو نوشت حالا رامادان <رمضان> هست يعنی ماهی كه اين مردم تا غروب افتاب غذا نمي‌خورند .
 اين مردم خيلی فقيرند. ميوه و سبزيجات خيلی خيلی كم است. سر گوسفند را با قمه روی خاك مي‌برند و گوشت اش راآويزان مي‌كنند در هوای آزاد و مردم در حالی كه می بينند رويش مگس مي‌نشيند مي‌خرند و مي‌خورند و مسموم هم نمي‌شوند!
مردم بعد از غروب كه غذای كمی مي‌خورند مي‌آيند و رهبرشان كه پارچه بزرگی روی سرش پيچيده صدايش از بلندگو ها پخش مي‌شود و ناگهان تمام مردها به صدای بلند گريه مي‌كنند. ولی وقتی از آن جا بيرون مي‌آيند كه به خانه های شان بروند همه خوشحال اند و با هم شوخی می كنند!.
 راستی اين جا هم مثل جای قبلی كه بوديم كك دارد ولی من از وقتی كه كالر ها را می بندم راحتم و مرا نيش نمی زنند!. مردهای عراقی همه شان از كك ناراحت اند و معمولا بيشتر ناحيه آلت تناسلی شان را نيش می زند. تقريبا تمام مردهای عراقی مرتب در حال خاراندن آن جای شان هستند ولی هيچ زنی اين مشكل را ندارد!!. چون می شود دست های زنان را ديد كه آزاد است و كاری انجام نمی دهد....
 پدر، وقتی يكشنبه ها كليسا می روی برای من دعا كن و از مسيح بخواه كه زودتر كارم در اين جا تمام شود و برگردم. دلم برای غذای مادر و غواصی تنگ شده . دوست تان دارم . ماتيو...
ديويد گفت برای چه مردها گريه می كنند؟ مگر سال های طولانی از مرگ آن جنتلمن نگذشته؟ گفتم زن ها هم برايش گريه می كنند مخصوصا زنان مجرد. مساله بر سر اين است كه او مثل مسيح نرفته پيش پدرش خدا و فوت كرده. گريه آن ها هم از اين است كه اگر امام آن ها هم پسر خدا بود مجبور نمی شدند با آن همه نفت زير پای شان در فقر زندگی كنند و امت پسر خدا بيايد و نفت شان را به زور بگيرد و آن ها را هم در كشور خودشان نگذارند با خيال راحت زندگی كنند. كار آن مردی هم كه پارچه به دور سرش پيچيده و آن ها را ميگرياند نگه داشتن آن ها در فقر اين دنياست با وعده بهشت در ان دنيا.
سر و كله كليولاند پيدا شد. گفتم يك چيزی شبيه همين كشيش كليولاند مرده خور. كليولاند می داند كه دست از سرش بر نمی دارم. خنديد و گفت فردا مراسم تدفين دارم. ورقه ۴ ساعت مرخصی را گذاشت جلوی ديويد كه امضايش كند.
(وبلاگ بامداد)
××××
ظاهرا نامه بايد مربوط به جوان سرباز آمريكائي باشد كه در عراق حضور دارد.